الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

106

الغدير ( فارسي )

و گروهى كه چندان سرنگون شد تا نه روشنائى آن را برخواهد داشت و نه ديدگان آن مىتواند ژرفاى راستى را بكاود ! ، همهء نامه‌هاى آسمانى ، بزرگى جايگاهت را به زبان مىآرند و خداوندان دانش از دانشهاى تو بر مىگيرند اگر پاى تو در ميان نبود مردم نه با يكديگر سر جنگ داشتند و نه راه آشتى مىسپردند چرا كه - از يك ديدگاه - همه جا با هم به سازشاند و به تو كه مىرسند به كشمكش بر مىخيزند و از - چشم ديگر - همه جا با هم ناسازگارى مىنمايند مگر اين برنامه به زيان تو پايان يابد كه آن گاه همداستان مىشوند پس انديشه دربارهء تو است كه كار را به جائى سهمناك مىكشاند . ( 1 ) ،

--> ( 1 ) براى آن كه سخن سراينده روشنتر شود چند فراز از نگاشتهء عباس محمود عقاد - نويسنده و پژوهشگر مصرى را به پارسى برگردانده و در اين جا مىآوريم : « يكى از ويژگىهاى رهبرى كه تنها در على مىتوان يافت - و نه در هيچ پيشواى ديگر - همان پيوند او است با مذهب همهء گروه هائى كه از آغاز اسلام پديد آمده‌اند كه او را مىتوان بنيادگذار همهء آنها دانست و اگر هر كدام از آنها را يك آسيا بيانگاريم او همان ستونهء آهنىاش مىشود كه همهء آسيا برگرد آن مىچرخد و تنها به آن گونه هستى خود را نمايش مىدهد ، در اسلام بسيار كم مىتوان به دسته اى برخورد كه از آغاز پيدايش ؛ على را آموزگار خويش نشناخته يا وى را زمينهء گفتگو و زير بنياد پژوهشهايش نگرداند ، همه در پيرامون او به سخن مىپردازند و در اين باره به خرده گيرى از يكديگر مىنشينند . از يك سوى ميان او با دانايان عقيدتشناس و كاوشگران در سرچشمه ى خداپرستى ، پيوندى استوار مىبينيم و از ديگر سوىها نيز با دانشوران فقه و حقوق و دانشمندان سخنورى و نغزگوئى . كه همهء اينان با زنجيره‌هاى پيوسته ، او را استاد خود مىشناسند . دربارهء گروه هائى هم كه او را زمينهء گفتگو و زير بنياد پژوهشهاشان گرفته‌اند ؛ همين بس كه نامى ببريم از خوارج و رافضىها و شيعيان و سرسپردگان امويان و سنيان ، كه به اين گونه مىتوان گفت همهء گروه‌هاى مسلمان را بىچون و چرا - يا با چون و چرائى بس ناچيز - شماره كرده ايم پس « پيشوا » سزاوارترين نامى است كه بر او توان نهاد و او سزاوارترين پيشوايان است به نام و نشان « پيشوا » پايان البته عقاد نه دربارهء شاخه‌هاى هر يك از اين گروه‌ها كه بيشمارند سخنى گفته - نه دربارهء آن دسته‌ها كه با پذيرفتن رنگهائى از مذهبهاى گوناگون ، سازمانها و انديشه‌هاى جداگانه اى داشته و - با همهء اينها - على را بزرگترين نمونه و برترين سرمايهء نگرش خود گرفته‌اند ، همچون پهلوانان ، صوفيان ، جوانمردان ، هنرمندان ، سازمانهاى پيشه وران و -